لغت نامه دهخدا
بستان افندی. [ ب ُ اَ ف َ ] ( اِخ ) مصطفی بن محمد متوفی 978 هَ. ق. او راست: حاشیه بر تفسیر بیضاوی یا انوارالتنزیل ( سوره انعام ). رجوع به مصطفی بن پیرمحمد آیدینی و کشف الظنون ج 1 ستون 191 شود.
بستان افندی. [ ب ُ اَ ف َ ] ( اِخ ) مصطفی بن محمد متوفی 978 هَ. ق. او راست: حاشیه بر تفسیر بیضاوی یا انوارالتنزیل ( سوره انعام ). رجوع به مصطفی بن پیرمحمد آیدینی و کشف الظنون ج 1 ستون 191 شود.
مصطفی بن محمد متوفی ۹۷۸ ق اوراست حاشیه بر تفسیر بیضاوی یا انوار التنزیل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این چاه هستی چو یوسف برآ که بستان و ریحان و صحرا توی
💡 چون نظر کردیم در بستان بیاد قامتش راستی را از سهی سروی روانی یافتیم
💡 ملک ملک توست بستان ملک خوش ملک را بیرون مکن از سلک خویش
💡 کنون از فیض او بستان نماید ازگل و ریحان به رنگ چهرهٔ غلمان به بوی طرهٔ حورا
💡 رودکیا، برنورد مدح همه خلق مدحت او گوی و مهر دولت بستان
💡 خرد و علم و کمال و ادب و فضل و هنر این ریاحین مگر از ساحت بستان تو نیست