لغت نامه دهخدا
برفشیره. [ ب َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برف و شیره. برف ممزوج به شیره انگور. برف بشکر یا شیره آمیخته. برفینه.
برفشیره. [ ب َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) برف و شیره. برف ممزوج به شیره انگور. برف بشکر یا شیره آمیخته. برفینه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحله ۴ – قند موجود در شیره پرورده به روش انتقال فعال وارد محل مصرف میشود (باربرداری آبکشی)
💡 با نامهای زیادی از جمله کاه نیشکر، تفاله نیشکر نیز شناخته می شود. و همانگونه که ذکر شد باقیمانده ساقههای نیشکر پس از شیرهگیری میباشد.
💡 خونم بحل کز دوریت این تشنهٔ دیدار را آب دم شمشیر تو چون شیره جان شد لذیذ
💡 ای تشنه می شیره رز آب حیاتست تا زهر نگردد حذر از عربده جو کن
💡 اشکم که ز خون چو دردی شیره شدست وز رفتن او دو چشم من خیره شدست
💡 زنجرک خرما ممکن است به عنوان حشره دوباس یا قیف خرما شناخته شود و آفت مهم نخل خرما است: با مکیدن شیره که منجر به تشکیل کپک دودی روی برگها میشود.