فرهنگستان زبان و ادب
{ballet skiing} [ورزش] نوعی برف سُری همراه با موسیقی و حرکات موزون متـ. اسکی موزون
{ballet skiing} [ورزش] نوعی برف سُری همراه با موسیقی و حرکات موزون متـ. اسکی موزون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولگا واسیوکووا (روسی: Ольга Петровна Васюкова؛ زادهٔ ۸ مهٔ ۱۹۸۰) شناگر شنای موزون اهل روسیه است.
💡 بکه بر لاله چون مجنون، جگر سوزیده دل پرخون ز عشق دلبر موزون، که چون گل خوش عذارست آن
💡 اوانگلیا پلاتانیوتی (یونانی: Ευαγγελία Πλατανιώτη؛ زادهٔ ۹ اوت ۱۹۹۴) شناگر زن شنای موزون اهل یونان است.
💡 هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد حیرتش گیرد که ناز و غمزه ی او چون کشد
💡 وزن هر وام در محاسبهٔ میانگین موزون برابر با نسبت اصل وام باقی مانده به مجموع اصل وام همهٔ وامهای رهنی موجود در سبد است.
💡 طبع موزون فغانی بین که در گلزار عشق هر بهار از معنی رنگین چه نخل تازه بست