برسازۀ دائمی
مترادفها
ساختار همیشگی
متضادها
موقت، گذرا، ناپایدار
فرهنگستان زبان و ادب
{definitive prosthesis} [پیوند] برسازه ای که جانشین همیشگی بخش ازدست رفتۀ بدن می شود
جمله سازی با برسازۀ دائمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبشار لاشو آبشاری دائمی است که از ۴ چشمه، سر چشمه میگیرد و از دو سنگ روسوبی بزرگ تشکیل شدهاست، آب این آبشار برای استفاده کشاورزی به روستاهای اطراف میرود
💡 امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارتخانههای دائمی در لندن و سنپترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.
💡 پس از سرنگونی اتحاد شوروی و استقلال تاجیکستان یغنابیها بار دیگر اجازه یافتند تا به زادبوم خود بازگردند اما تنها تعداد کمی برای سکونت دائمی به منطقه بازگشتند.
💡 با گذشت زمان، حضور انگلیس در خلیج فارس قوی تر شد، زیرا آنها پایگاههای دائمی بیشتری در منطقه ایجاد کردند و شروع به ایفای نقش فعال تری در امور محلی کردند. آنها این کار را تا حد زیادی برای حفظ منافع خود در منطقه انجام دادند که شامل تجارت و دسترسی به منابع نفتی ارزشمند بود.
💡 در سال ۱۹۷۰ نشست اولین کنفرانس اسلامی وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در جده برگزار شد که برای ایجاد دبیرخانه دائمی در شهر جده تصمیم گرفته شد.
💡 اسپانیاییها نخستین کلونیهای دائمی را در سنت آگوستین واقع در فلوریدای[و ۱۷] کنونی به سال ۱۵۶۵ به وجود آوردند. بعد از اسپانیاییها و در حقیقت پراهمیتترین کشورهای ایجادکننده مستعمره و کلونی در منطقه کارائیب، انگلستان و فرانسه بودند.