لغت نامه دهخدا
برچسفان شدن. [ ب َ چ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برچسبیدن. رجوع به برچسبان شدن شود.
برچسفان شدن. [ ب َ چ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برچسبیدن. رجوع به برچسبان شدن شود.
بر چسپیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند که تا ز فتنه خصمان من برآسائی
💡 نه پای عزم و نه جای نشست در منزل بماندهام ره بیرون شدن نمیدانم
💡 حفظ صورت بی اثر نبود ولی دارائی است رازدار هفت بطن از دولت عرفان شدن
💡 لذت زخمم چو خون غالب در اعضا میدود رنج اگر اینست راحت را ضمان خواهم شدن
💡 حرف حرفم در مذاق فتنه جا خواهد گرفت دستگاه ناز شیخ و برهمن خواهد شدن
💡 زانجا که فیض عام سعادت فروغ تست بیرون شدن نمای ز ظُلمات حیرتم