بد اب و رنگ

مترادف‌ها

نازیبا، زشت، بی‌رنگ و رو

متضادها

خوش‌رنگ، زیبا

لغت نامه دهخدا

( بد آب و رنگ ) بد آب و رنگ. [ ب َ ب ُرَ ] ( ص مرکب ) نازیبا. زشت. || بی رونق.

فرهنگ فارسی

( بد آب ورنگ ) نا زیبا زشت.

جمله سازی با بد اب و رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با نسیم خندهٔ‌گل غنچه از خود می‌رود دل صداباشد شکست‌شیشه‌های رنگ‌را

💡 ز بسکه شور جنون‌گشت برق‌کلبهٔ هوشم به رنگ حلقهٔ زنجیر سوخت پردهٔ‌ گوشم

💡 رنگ و بوی عاریت پا در رکاب رحلت است خار خاری در دل از گلزار می‌ماند به جا

💡 برنده‌ها در اول فهرست قرار دارند، پر رنگ هستند و دارای علامت () می‌باشند.

💡 تا شاخهای خود به کمانت کنند وصل تیر ترا به دیده پذیرند غرم و رنگ

💡 جز خون دل که رنگ حنا داشت از وفا دیگر چه داشتم که ز دستم بدر نرفت

💡 آن ساختمان قدیمی که در مرکز شهر قرار داشت، با آن ظاهر بد اب و رنگ، باعث ایجاد حس ناامیدی در شهروندان می‌شد.

💡 او سعی کرد با پوشیدن لباس‌های شیک، ظاهر بد اب و رنگ و نامرتب خود را در مهمانی بزرگ امشب کاملاً پنهان کند.

💡 رنگ دیوارها پس از گذشت سال‌ها در معرض آفتاب، بسیار بد اب و رنگ شده بود و نیاز به بازسازی و رنگ‌آمیزی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران