لغت نامه دهخدا
بخت گشایی کردن. [ ب َگ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با اعمال جادویی شوی و خواستگار برای دختری پیدا کردن. و رجوع به بخت گشایی شود.
بخت گشایی کردن. [ ب َگ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با اعمال جادویی شوی و خواستگار برای دختری پیدا کردن. و رجوع به بخت گشایی شود.
با اعمال جادویی شوی و خواستگار برای دختری پیدا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای چو گل در پرده ما را قوت صبر از کجا ور گشایی پرده از رخ طاقت دیدار کو
💡 از صدها میز و صندلی و وسایل چوبی که رونگورونگو روی آن حکاکی شده، تنها ۲۶ عدد سالم مانده و تمام آنها در موزههای سراسر دنیا است و هیچکدام در جزیره نمیباشد. تمام تلاشها برای رمز گشایی این متن بیحاصل بوده. انجمن علمی حتی نمیتواند بگوید که آیا رونگورونگو یک شکل نوشتاری است یا نه.
💡 حرز تو از چشم بد جامیست از بهر خدای چون گشایی پرده از عارض نخست او را بخوان
💡 این گروه چهار نمایشگاه ترتیب داد و در هر یک از آنها تجربههای جدید از هنرهای تجسمی را ارائه نمود که راه گشایی برای هنرمندان جوان گردید.
💡 دقت ذهنخوانی با پیشرفت کیفیت دادهها و پیچیدگی الگوریتمهای رمز گشایی به صورت پایداری در حال افزایش است. در یک آزمایشی که اخیراً انجام شدهاست سیگنال تصویر ی که در ذهن دیده میشد از بین ۱۲۰ تصویر مجموعه مرجع تشخیص داده شدهاست.
💡 چو نی باید درین باغ فنا دایم کمربستن کمر تا می گشایی، بایدت بار سفر بستن