لغت نامه دهخدا
باه انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب )انگیزنده باه. محرک باه. مبهی. ( یادداشت مؤلف ).
باه انگیز. [ اَ ] ( نف مرکب )انگیزنده باه. محرک باه. مبهی. ( یادداشت مؤلف ).
محرک باه
💡 همیشه تا ز تقاضای چرخ شعبدهباز زمانه حادثه انگیز و دهر فتان است
💡 چو دید آن عشوه ساز فتنه انگیز که از باد فسون گشت آتشش تیز
💡 ساده لوحی کز دوا انگیز شهوت می کند میکند بیدار دشمن رابه قصد جان خویش
💡 چند صف مطرب نشانده آتش انگیز طرب و آب سحر از زخمهٔ سودا نشان انگیخته
💡 اول نگه تو فتنه انگیز نبود بر هم زن هنگامهٔ پرهیز نبود