بالینی تبریزی
لغت نامه دهخدا
بالینی تبریزی. [ ی ِ ت َ ] ( اِخ ) ظاهراً از عرفای تبریز بوده است. حمداﷲ مستوفی گوید: «درآنجا [ تبریز ] مقابر به چند موضع متفرق است چون سرخاب و چرنداب و کجیل و شام و ولیان کو و سیاران و غیر ذلک و در این مقابر مزارات متبرکه بسیار است مثل فقیه زاهد و امام جعده و ابراهیم گواهان و بابافرج و باباحسن خواجه ضیاءالدین و کمالینی و بالینی تبریزی و حسن بلغاری و...». ( از نزهة القلوب چ لیدن ص 78 ).
فرهنگ فارسی
ظاهرا از عرفای تبریز بوده است
جمله سازی با بالینی تبریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مژه نگشوده چندین رنگم از خود میبرد بیدل رگ گل بستر نازی پر طاووس بالینی
💡 زیستپزشکی شاخه ای از علم پزشکی است که در عملکردهای بالینی استفاده میشود.
💡 در تحقیقات بالینی سودمندی این دو شیوه به صورت منفرد یا همراه با دیگر روشهای پرتو درمانی در حال بررسی است.
💡 دکامتونیوم سالها به صورت بالینی در بریتانیا استفاده میشد، اما اکنون تنها برای اهداف پژوهشی در دسترس است.
💡 مر پهلو به خار یا به خشتی سر نهم ورنه که شبهای غمت نه بستری دارم نه بالینی