باده ٔ شیراز
مترادفها
شراب شیراز، می شیراز
لغت نامه دهخدا
باده شیراز. [ دَ / دِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باده شیرازی. بمعنی شرابی که در شیراز اندازند. مخلص کاشی گوید:
غربت افتاد چو دلخواه وطن میگردد
باده را شیشه شیراز کند شیرازی.
ملا مقیما گوید:
پیاله نوش که خواهد شکست بر جنت
خمار باده شیرازت از شراب طهور.
محسن تأثیر یزدی گوید:
حسن و عشق و عاشق و معشوق هم شهری خوش است
باده شیراز باید شیشه شیراز را.( از آنندراج ).
جمله سازی با باده ٔ شیراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در همه شیراز اکنون شور و غوغا هیچ نیست جز خروش عندلیب و بانگ کبک و صوت سار
💡 شه ایران و توران زان سوی شیراز رو آرد که خاکش قبله حاجت بود ایران و توران را
💡 به سی فرسنگی شیراز رودی هست پهناور که عمقش وهم اگر سنجد فروماند ز حیرانی
💡 اسلامآباد روستایی در بخش سیاخ دارنگون [[]] شهرستان شیراز استان فارس ایران است.
💡 زان خرابات که بر مسند آن خواجه مقیم گوشهای نیز مرا بخش مقام ای شیراز
💡 بشارت بر به شیراز مصر امشب پیر کنعان را که یوسف شاهد بازار شد آهسته آهسته