فرهنگستان زبان و ادب
{zonal wind} [علوم جَوّ] باد یا مؤلفۀ باد در امتداد مدار جغرافیایی، متمایز از باد نصف النهاری
{zonal wind} [علوم جَوّ] باد یا مؤلفۀ باد در امتداد مدار جغرافیایی، متمایز از باد نصف النهاری
باد یا مؤلفۀ باد در امتداد مدار جغرافیایی، متمایز از باد نصفالنهاری.
💡 در میان بندم ازان زلف سیه زناری اگر از دایره دین بدرم باید بود
💡 به زلف کافرت دارم دل کافر مزاج خود به زناری بدل کردم همین اسباب دینداری
💡 من پارسایم ای پسر شوم ترسا ز بس کز راست و ز چپ زلف تو بر دوش زناری کند
💡 حسن سرکش، کافر از جوش هواداران شود دارد از هر طوق قمری سرو زناری جدا
💡 اثری در نفس پیر مغان است ار نه سبحهٔ شیخ کم از حلقه زناری نیست
💡 به عشق روی بتی بسته ایم زناری که غیرتش زده صد عقده در دل تسبیح