لغت نامه دهخدا
باباغری شدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کور شدن. نابینا شدن. باباغری شدن چشم؛ نابینا شدن آن. از دید افتادن آن. رجوع به باباقری شدن شود.
باباغری شدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کور شدن. نابینا شدن. باباغری شدن چشم؛ نابینا شدن آن. از دید افتادن آن. رجوع به باباقری شدن شود.
کور شدن نابینا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام باباغوری را به صورت باباقری، باباغری و باباقوری هم نوشتهاند.