لغت نامه دهخدا
( آیه و مایه ) آیه و مایه. [ ی َ / ی ِ وُ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، همگی. بالجمله. جمعاً. این و بس ( بطور تحقیر ): این روغن آیه و مایه دو سیر بود. آیه و مایه یک تومان دارم.
( آیه و مایه ) آیه و مایه. [ ی َ / ی ِ وُ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، همگی. بالجمله. جمعاً. این و بس ( بطور تحقیر ): این روغن آیه و مایه دو سیر بود. آیه و مایه یک تومان دارم.
( آیه و مایه ) همگی بالجمله جمعا.
💡 بلژیک دیدار اول گروه B را مقابل سوئد برد، اما به ترکیه و ایتالیا باخت و حذف شد و این مایه ناراحتی شدید هواداران میزبان شد. ایتالیا هم هر سه بازی خود را برد.
💡 وولف همچنین گفته بود «من فکر میکنم ما خیلی اشتباه کردیم که به ویتنام رفتیم. فکر میکنم روشی که ما جنگیدیم اشتباه بود. بدبختیهای زیادی به بار آورد. شما میدانید که بیش از یک میلیون نفر در یک کشور کوچک کشته شد و مایه آبروریزی بود.»
💡 نگر که تا شکمت سیر و تنت پوشیده ست چه مایه جانورند از تو خسته و رنجور
💡 چشمه ی خنب رز است، مایه ی آب حیات سعی سکندر چه سود، جستن ازآن جاک نیست
💡 دست آخر این که تمام مقامها در همهجای سرزمین عرب و برای همهٔ انواع موسیقی به کار نمیروند. برای مثال، قاریان قرآن معمولاً به گروهی از مقامها با نام «مقامهای مکّی» اشاره میکنند که تنها شامل دوگاه، سهگاه، چهارگاه، پنجگاه، رکبی و مایه است.
💡 مگر ندانی کاندر سرای خواجه مراست چه مایه مهتر نیکو نهاد نیک سیر