فرهنگستان زبان و ادب
آینۀ کوژ
{convex mirror} [فیزیک] آینه ای که سطح بازتابندۀ آن بخش برجستۀ سطحی خمیده است
آینۀ کوژ
{convex mirror} [فیزیک] آینه ای که سطح بازتابندۀ آن بخش برجستۀ سطحی خمیده است
💡 آن کودک عمری که بود کوژ چو پیری و آواز برآورده چو آواز جوانی
💡 هر تابع شبهکوژی لزوماً کوژ نیست، اما همهٔ توابع کوژ، شبهکوژ هستند.
💡 دوش زمین و فرق هوا را ز قیر و مشک بهر سپهر کوژ ردا کرد و طیلسان
💡 ز اشک دیده در آبم چو شاخ نیلوفر کبود گشته و لرزان و زرد و کوژ و نزار
💡 گفتم که کوژ کرد مرا قدت ای رفیق گفتا رفیق تیرکه باشد به جز کمان
💡 ضیمران تار و بنفشه کوژ و لاله شرمسار ارغوان خونین و گل شوخ و سمن زار آورد