اوج کامش
مترادفها
نهایت خواستهاش، اوج آرزو، کمال میل
متضادها
ناامیدی، ناخشنودی
فرهنگستان زبان و ادب
{orgasm} [علوم سلامت] بالاترین نقطه برانگیختگی جنسی که با احساس لذت شدید و اغلب با انزال و خروج منی در جنس مذکر و انقباضات زهراهی در جنس مؤنث همراه است
جمله سازی با اوج کامش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلخی مرگ شود شهد به کامش صائب هر که زین عالم پرشور به تلخی گذرد
💡 کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشد مور قناعتم، که سلیمان عالم است
💡 هر که حرصش گام زد، کامش روا هرگز نشد هر که سلطان قناعت شد، گدا هرگز نشد
💡 به راه شادی اندر گشت گمراه ز خوشی دست کامش گشت کوتاه
💡 لگام حکم تو خواهد سر زمانه و بس که کامش از قبل طاعت تو میخارد
💡 به نامش زهرها نوشید کامم که در کامش نشد جامی به نامم
💡 او پس از سالها تلاش و پشت سر گذاشتن سختیهای بیشمار، در لحظهای که به موفقیت رسید، به اوج کامش در مسیر زندگی رسید.
💡 شاعر در این بند از قصیده، با توصیف حالات معشوق، لحظهای را که به اوج کامش در رسیدن به وصال میرسد، بسیار زیبا و پراحساس بیان کرده است.
💡 پس از سالها جستجو در کتابخانههای قدیمی، او در نهایت با یافتن نسخه خطی مورد نظر، به اوج کامش در تحقیقات تاریخی خود دست یافت.