فرهنگستان زبان و ادب
{anthropomorphism} [باستان شناسی] اطلاق شکل و خصیصه های انسانی به اشیا و موجودات غیرانسانی
{anthropomorphism} [باستان شناسی] اطلاق شکل و خصیصه های انسانی به اشیا و موجودات غیرانسانی
انسان انگاری، انسان دیسی یا انسان وارگی ( به انگلیسی: Anthropomorphism )، آنتروپومورفیسم به معنای تعبیر انسان گونه از هر گونه مفهوم یا چیزی است که لزوماً خصلت یا شکل انسانی نداشته باشد.
به طور مثال، در معماری، برخی مفاهیم ریشه انسان انگارانه دارند. نسبت دادن خواص انسانی ( مثل دست و پا و غیره ) به خدا یا موجودات فضایی نیز نوعی انسان انگاری است.
طبق گفته قرآن خداوند در بیان فلاسفه اسلامی تعریف پذیر نیست چون به حد و رسم شناخته نمی شود و ماهیت ندارد یعنی خدا را نمی توان دید و نمی توان آن را وصف کرد. با این وجود در برخی کتب اسلام صحبت از جسم بودن خدا گردیده، و اینکه مانند انسان می خندد، می گرید، دست و پا و چشم دارد، و روز قیامت پای خود را داخل آتش جهنم می کند، با اینحال، تعابیر اینچنینی در نزد اغلب مکاتب اسلام ( از جمله تشیع ) مردود می باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفتار نیچه، نیهیلیسم یا هیچ انگاری به معنای بیارزشی ارزشها نیست؛ بلکه به معنای بیارزش شدن ارزشها است.
💡 که هر چه رفت مرا بر زبان ز جوش درون تو آش چو حرف طلب ناشنیده انگاری
💡 تو با منی ار دشمن، من دوستت انگارم من گرچه ترایم دوست، تو دشمنم انگاری
💡 کی کند در خاطرش یک لحظه در عمری دگر آن دل انگاری کزو خالی نباشد یک زمان
💡 چو گل درین چمن از بحر عبرتت کافیست تبسمی که همان چین دامن انگاری
💡 نگوئی زنده است آن بندهٔ رنجور مایانه مرا با آن که باشد نیمجانی مرده انگاری