لغت نامه دهخدا
اندوه وابردن. [ اَ ه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن اندوه. فرج. اسلا. ( تاج المصادر بیهقی ). تفریج. ( یادداشت مؤلف ).
اندوه وابردن. [ اَ ه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) دور کردن اندوه. فرج. اسلا. ( تاج المصادر بیهقی ). تفریج. ( یادداشت مؤلف ).
دور کردن اندوه. فرج. اسلا. تفریج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندوه عالمی بهدل خود گرفتهایم کسی را غبار کی رسد از رهگذار ما
💡 چون مصفا شد دل از اندوه دنیا فارغ ست ساده است از چین غم لوح جبین آیینه را
💡 به درستى كه خداى تعالى به حكمت و بزرگى خود قرار داد است راحت و گشايش را دررضا و يقين و قرار داده است غم و اندوه را در شكيب و نارضايى
💡 او عرض كرد: من غمگين هستم، مى خواهم با خشنود كردن اين حيوان غم و اندوه منمبدل به خشنودى گردد، اندوه من از اين رواست كه من غلام يك نفر يهودى هستم و مى خواهماز او جدا شوم.
💡 را مـى پوشاند به آن غمام گفته مى شود همچنين به اندوه كه قلب را مى پوشاند غم مىگويند.
💡 سرورا بیغم و اندوه نبودست دمی تا فضولی ز درت چون غم و اندوه جداست