لغت نامه دهخدا
انده کشیدن. [ اَ دُه ْ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه بردن. غم خوردن. تحمل کردن اندوه:
یار آن باشد که انده یار کشد.عبدالواسع جبلی.من کانده تو کشیده باشم
اندوه زمانه خوار دارم.سعدی.
انده کشیدن. [ اَ دُه ْ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه بردن. غم خوردن. تحمل کردن اندوه:
یار آن باشد که انده یار کشد.عبدالواسع جبلی.من کانده تو کشیده باشم
اندوه زمانه خوار دارم.سعدی.
اندوه بردن. غم خوردن تحمل کردن اندوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است دندان کرم خورده، علاجش کشیدن است
💡 کشیدن مشکل است از رشته جان دست یک نوبت دل صد پاره از زلفش به چندین بار بردارم
💡 زمانی است که کارکنان بهطور موفقیتآمیزی نفوذ خود را بر روی یک سیستم اجتماعی با به چالش کشیدن فرهنگ اعمال میکنند.
💡 در کشیدن می به یاد لعل او کار من است پختهای باید که خامی را به کار اندر کشد
💡 به عقیدهٔ گرایم راس در ایندیپندنت، گروه دورز با اولین تکآهنگ از اولین آلبومشان، در دَم «مانیفِست بهچالش کشیدن تابوها» را صادر کردند.
💡 چه ضرور است کشیدن ز مسیحا منّت؟ کامرانی چو کند درد، دوا میگردد