لغت نامه دهخدا
اندرقاش. [ اِ دِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان مهاباد با 1541 تن سکنه. آب آن از رودخانه مهاباد و محصول آن غلات، حبوب، توتون، چغندر و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
اندرقاش. [ اِ دِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان مهاباد با 1541 تن سکنه. آب آن از رودخانه مهاباد و محصول آن غلات، حبوب، توتون، چغندر و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ده از بخش حومه شهرستان مهاباد آب از رودخانه مهاباد. محصول: غلات. حبوب. توتون. چغندر و صیفی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر او راقم بجز پندار نیست راست می گویم مرا انکار نیست
💡 که آن مردمان اندر این کشورند وز این پادشاهی همی نگذرند
💡 بس جفا می رود اندر غم هجران بر من تا کی ای جان ستم و جور به ما بپسندی
💡 به کاخ اندرون شد، یله کرد تخت نوان گشت و نالان و بگریست سخت
💡 چو شمع اندر شب تیره همی گریم همی سوزم مگر روزی شود چشمم بیار مهربان روشن
💡 دلاور به لوح اندر آن بنگرید چنان بر نوشته به آن لوح دید