اندر رمیدن

لغت نامه دهخدا

اندررمیدن. [ اَ دَرْ، رَ دَ ] ( مص مرکب ) رمیدن:
سمندش چو آن زشت پتیاره دید
شمید و هراسید و اندررمید.اسدی.و رجوع به رمیدن شود.

فرهنگ فارسی

رمیدن

جمله سازی با اندر رمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون نگه درنظروحشی آهو چشمان رام مردم شو و از دست رمیدن مگذار

💡 به هیچ باب دگر رام کس نمی گردد نهاد چون دل خود بر سر رمیدن روح

💡 فغان که وحشی من مانده از رمیدن شد چو نقش پای زمین گیر آرمیدن شد

💡 ستمگران تغافل منش چه می دانند که صیدم از نرمیدن رمیدنی دارد

💡 فسون دام چه حاصل شکار دل هنر است ز خود رمیدن آهو گناه صیاد است

💡 عالمی پر شده از پرتو خورشید رخش شرم او باز زما چشم رمیدن دارد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز