انبارۀ چربی
مترادفها
ذخیره چربی، توده چربی
فرهنگستان زبان و ادب
{fat depot} [تغذیه] بخشی از بدن که در آن مقادیر زیادی چربی ذخیره شود
جمله سازی با انبارۀ چربی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میزان چربی موجود در رژیم را میتوان با توجه به انرژی کلی مورد نیاز و نسبت کتوژنیک، محاسبه کرد.
💡 چند به چربی زبان همچو چراغ سوزیم سوخته عاقبت گهی هم به زبان من شوی
💡 میکنم پهلو تهی از قرب، تا کی چون صدف چربی پهلوی گوهر، استخوان سازد مرا
💡 شواهدی وجود دارد که محلولهای چربی داخل وریدی جهت درمان سمیت شدید قلبی ناشی از بیحسکنندههای موضعی مؤثر هستند.
💡 در این سیر، چربیهای اکسیده شده ماکروفاژها را بیشتر فعال کرده و پدیده اکسیداسیون خود را تشدید میکنند.
💡 به خدعه تا نتوان برد گرمی از آتش به حیله تا نتوان برد چربی از روغن