امیر اباد کهنه

لغت نامه دهخدا

( امیرآباد کهنه ) امیرآباد کهنه. [ اَ دِ ک ُ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش بوئین شهرستان قزوین با 236 تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از قنات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( امیر آباد کهنه ) از بخش بوئین شهرستان قزوین

جمله سازی با امیر اباد کهنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو ای امیر اگر خواجهٔ غلامانی تو بنده‌ای و ترا از خدای نیست گزیر

💡 امیر پایور (زاده ۱۲۹۳ قزوین - ۱۳۸۲ تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود.

💡 امیر گنه: مه سُورهْ قدْ، دال بییِهْ دالْ رستمْ عشقِ خنهْ دَکتْ زالْ بَییِه زالْ

💡 جوان که قادر گردد در از دست شود امیر کوته دستست و قادرست و جوان

💡 امیر چون سرسختی انگلیسی ها را دید، موقع را برای بازی سیاسی خود مناسب یافت و تمایل خود را به روسها آشکار ساخت.

💡 هوا و خوبی او دردل و دو دیده من زوال کرد فرستاده امیر زوال

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران