العنعنه من صیغ الاداء للحدیث الشریف
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] " العنعنة من صیغ الأداء للحدیث الشریف فی الکافی" تالیف سید محمد رضا حسینی جلالی است که در سال 1418 ق در مجله علوم حدیث تحت عنوان «صیغ التحمل والاداء للحدیث الشریف: تاریخها، ضرورتها، فوائدها، و اختصارها » منتشر شده بود.
عنعنه مصدر جعلی ماخوذ از استعمال کلمه ی عن در اسناد حدیث است و در لغت به معانی عدیده ای می آید که مشهورترین آن مجاوزه است لکن زمانی که در اسانید واقع می گردد به معنای «من» به کار می رود. در فصل اول کتاب می خوانیم که این اصطلاح را اهل حدیث به کار می برند تا هر آنچه به این لفظ از جهت لغه و اصطلاح وجود دارد بیان گردد. لذا اکتفاء کردن بر ذکر «عن» در تعریف، صدق معنعن را ایراد می کند.
کتاب حاضر با مقدمه ای از دبیر کنگره بین المللی شیخ کلینی و مقدمه ی مولف درباره جایگاه حدیث و اهمیت آن شروع می گردد. سپس در 5 فصل که شامل دلالت لفظ عن و اصطلاح آن، تاریخ عنعنه، مشاکل عنعنه و حلولش، عنعنه و طرق آن و ملاحظاتی حول عنعنه، ادامه پیدا می کند. قبل از فصل اول مقدمه ای در طرق هشتگانه بر روایت حدیث و الفاظی که متحمل آن می شوند ذکر می گردد که شامل: 1 - السماع، ومنه الإملاء2 - القراءة، وتسمی«العرض» 3 - الإجازة 4 - المناولة 5 - المکاتبة 6 - الإعلام 7 - الوصیة 8 - الوجادة
در خاتمه نیز، خلاصه ای از مباحث کتاب مطرح گشته است.
جمله سازی با العنعنه من صیغ الاداء للحدیث الشریف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2. (( ثلاثه حق على الله عونهم: المجاهد فىسبيل الله و الكاتب الذى يريد الاداء و الناكح الذى يريد العفاف.)) (روايت ابن حياناز احمد ترمذى در صحيحه )
💡 ان لكل امام عهدا فى عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارهقبور هم: هر امامى را عهدى است بر گردن پيروان و دوستان او، آن عهد را كاملا وفا كردنو حق آنان را نيكو ادا نمودن، زيارت قبور آنان است. زيارت، اداى حقى است كهبر عهده ماءموم است و رد امانتى كه در دست اوست.
💡 - عن اميرالمومنين (عليه السلام ):... الاسلام هو التسليم و التسليم هو اليقين واليقين هو التصديق و التصديق هو الاقرار و الاقرار هو الاداء و الاداء هو العمل.(483)
💡 لانسبن الاسلام نسبة لم ينسبها احد قبلى: الاسلام هو التسليم، و التسليم هو اليقين، واليقين هو التصديق، و التصديق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء و الاداء هوالعمل: