( التماس برآمدن ) التماس برآمدن. [ اِ ت ِ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) روا شدن حاجت. انجام یافتن درخواست. پذیرفته شدن حاجت: چو التماس برآمد هلاک باکی نیست کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم.سعدی.به اختیار تو سعدی چه التماس برآید گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجوئی.سعدی.رجوع به التماس شود.
فرهنگ فارسی
( التماس بر آمدن ) روا شدن حاجت. انجام یافتن درخواست
جمله سازی با التماس برامدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضل بن ربيع براى آزادى خود داستانها در فضيلت عفو و گذشتنقل كرد و نزد ماءمون التماس فراوان نمود، تا اينكه ماءمون گفت: از كشتن تو گذشتم،اما بايد بگوئى كه در ايام پنهانى چگونه به سر مى بردى و چه شد كه دستگيرشدى ؟
💡 با آمدن پلیس، کالینز سعی میکند گلوی خودش را ببرد، اما الی مانع او میشود؛ و به سندی میگوید که میفهمد چرا آن مردان را کشتهاست؛ و از او التماس میکند که زنده بماند. سندی به الی میگوید، که خود و دوستش جان را نجات دهد. نهایتاً کالینز در ساختمان میسوزد.
💡 تا مگر خود را به منزل در رسانم از درت از ولایت التماس رهنمایی میکنم
💡 پیش از این عمری به لعلش التماسی داشتم بال بیتابی زند از لب سوال من هنوز
💡 التماس قتل خود کردم، روان، برخاستی الله، الله! برنخیزد سرو ازین چالاک تر
💡 و اين اشتباه است كه بعضى گفته اند: اين كلام، كلام شاهد اوست نه عزيز، و معناى (واستغفرى لذنبك ) اين است كه به شوهرت التماس كن كه تو را به خاطر اين گناهتعذاب ندهد.