لو خلی و طبعه

لغت نامه دهخدا

لو خلی و طبعه. [ ل َ خ ُل ْ لی َ وَ طَ ع َه ْ ] ( ع جمله فعلیه ) اگر او را به حال خود گذارند. لو خلی و نفسه.

فرهنگ فارسی

اگر او را به حال خود گذارند لوخی و نفسه.

جمله سازی با لو خلی و طبعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمط دوم، در جهات و اجسام آن‌ها می‌باشد. اشارات این نمط به این ترتیب است: نخست، اشاره‌ای به جهات اربعه که مردم بدان توجه دارند؛ یعنی فوق و تحت و یمین و یسار، سپس تعیین جهت اجسام و تحدیدشان به لحاظ طبیعت، بعد اشاره‌ای به‌شان مفارقت اجسام از موضع طبیعی خودشان و اشاره‌ای به وحدت طبیعت جسم بسیط، اشاره دیگری به اینکه جسم لو خلی و طبعه، در صورتی که تأثیر غریبی از خارج برایش عارض نگردد، موضع و شکل معین خواهد داشت. در ادامه تنبیهی به میل حرکت داشتن اجسام برای تحرک و اشاره‌ای نیز به اجسامی که میل ندارند برای حرکت، و اشاره‌ای به اجسام قابل کون و فساد اینکه چنین اجسامی دارای مکان بوده، به خاطر استحقاقی که اجسام به مکان دارند، بیان شده‌است. آخرین اشاره این نمط، درباره اجسامی است که میل استداره دارند و به صورت دایره‌ای حرکت می‌کنند. مؤلف، عدم قابلیت چنین اجسامی را برای حرکت مستقیم یادآوری نموده، تنبیهاتی را در ذیل آن می‌آورد؛ برای نمونه در یکی از تنبیهات، جسمی را که طبیعت آن حرارت است، آتش و جسمی را که طبیعت آن برودت است، آب و جسمی را که طبیعتش میعان است، هوا و آن را که طبیعتش جمود است، زمین می‌داند... راه به وجود آمدن معدنیات، نباتات و حیوانات با اجناس و انواعشان از این عناصر، موضوع تنبیه دیگری بوده که در ادمه اش در ضمن نکته‌ای، علت نورانی بودن آتش را توضیح داده است.[پاورقی ۱۳]

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز