افژولیده شدن
مترادفها
پژمرده شدن، خشک شدن
متضادها
شاداب شدن، تازه شدن
لغت نامه دهخدا
افژولیده شدن. [ اَ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تذمر. تذمیر. ( از تاج المصادر بیهقی ). اهتشاش. ( منتهی الارب ). پریشان شدن. برانگیخته شدن. و رجوع به افژول و افژولیدن شود.
فرهنگ فارسی
تذمر تذمیر اهتشاش پریشان شدن.
جمله سازی با افژولیده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ۱۹۲۸ تا ۱۹۲۹ منصوب شدن به دبیر ارشد (منشی) حزب کمونیست.
💡 پس از پایتخت شدن قزوین، شاه تهماسب جادههای قزوین–مشهد و قزوین–تبریز را وسیع و ارابهرو کرد.
💡 جبههٔ من درکمین سجدهای فرسوده است عالمی را قبلهامگر آستان خواهم شدن
💡 درد سر هجر از سر ما، کم شدنی نیست آنگونه که وصل تو، فراهم شدنی نیست
💡 بیفقر دعوی من و ما گم نمیشود نی شد ز بوربا شدن آگه که من نیام
💡 در روايت آمده كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود: [قرائت آياتذيل ] براى اُمّت من، سبب ايمنى از دزديده شدن است: