لغت نامه دهخدا
افسر دیر اعظم. [اَ س َ رِ دَ / دِ رِ اَ ظَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان ) ( آنندراج ).
افسر دیر اعظم. [اَ س َ رِ دَ / دِ رِ اَ ظَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق یک روزه اگر کارگر آید، افسر کمتر از کودک یک ساله کند رستم را
💡 گدای کوی آن مهوش بشاهی گردن افرازد اگر بختش نهد بر سر ز خاک پای او افسر
💡 ویلاروئل کابینه خود و حدود ۴۰ فرمانده و افسر نظامی، نمایندگان تمام واحدها و مؤسسات نظامی لاپاز را احضار کرد.
💡 افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
💡 سرباز بهتعریف جهانی، کسی است که عضو یک ارتش باشد. یک سرباز میتواند یک سرباز وظیفه، داوطلب، درجهدار یا یک افسر باشد.
💡 لازار فئودورویچ بیچراخُف، (به روسی: Лазарь Фёдорович Бичерахов)، (زاده ۱۵ نوامبر ۱۸۸۲ در سن پترزبورگ - درگذشته ۲۲ ژوئن ۱۹۵۲ در دارمشتات)، افسر اوستیایی ارتش روسیه تزاری بود که در جنگ جهانی اول، جنگ داخلی روسیه و جنگ جهانی دوم در ناحیه قفقاز شرکت کرد.