افسار گسیختگی
مترادفها
بیبندوباری، خودسری
متضادها
انضباط، خویشتنداری، کنترل
لغت نامه دهخدا
افسارگسیختگی. [ اَ گ ُت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بی نظمی. بی تربیتی. افسارگسستگی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به افسار و فسار شود.
فرهنگ فارسی
بی نظمی بی ترتیبی
جمله سازی با افسار گسیختگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملاحظه فرهنگ در برنامهریزی توسعه، نیازمند دانشی تفسیری، تفهمی، فرارشتهای و کیفی است که بتواند کلیت جامعه و انسان ایرانی را در نظر بگیر. به اعتقاد فاضلی، سیطره همهجانبه گفتمان عمرانی در نظام برنامهریزی توسعه در ایران باعث گسیختگیهایی در جامعه و برنامهریزی و توسعه شهری شده است:
💡 لرزاندن و گسیختگی زمین اثرات اصلی ایجاد شده توسط زمینلرزه هستند، اساساً منجر به آسیب زیاد یا کم ساختمانها و دیگر سازههای سفت و سخت میشود. شدت عوارض بستگی به ترکیب پیچیدهٔ بزرگی زمینلرزه، فاصله از مرکز زمینلرزه، شرایط زمینشناسی و geomorpholical محل دارد که باعث تقویت یا کاهش انتشار امواج میشود. تکان زمین را با شتاب زمین اندازه میگیرند.
💡 این دوره، بهار آردا نام دارد چون دوره ای است که والار جهان را به شکلی که دوست داشتند نظم دادند و کنار دریاچهٔ آلمارن استراحت میکنند و ملکور پشت دیوارهای شب پنهان است. در این دوره نخست حیوانات به وجود آمدند سپس جنگلها رویید. در این بهار با بازگشت ملکور به آردا، گسیختگی افتاد و هنگامی که ملکور فانوسهای والار را از بین برد، بهار بهطور کامل پایان یافت.
💡 )فرق اساسی دوده با آلوتروپهای کربن (گرافیت، الماس، فولرن، گرافن) نداشتن یکپارچگی در ساختار بلورین است، دوده انواع ساختارها را از هر ۴ آلوتروپ دارا میباشد و این به هم ریختگی کریستالی وجود گازهای انتشار یافته در واکنش یا وجود گازهای مختلف در سیستم و فشار کم این از هم گسیختگی را در آن بوجود آورده که باعث شده نه تنها حاوی بلور منظم نباشد بلکه از انواع بلورها در آن دیده شود.