لغت نامه دهخدا
افزون جوئی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) زیاده طلبی. ( یادداشت دهخدا ).
افزون جوئی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) زیاده طلبی. ( یادداشت دهخدا ).
زیاده طلبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل بيست و نهم: پياپى آمدن بهره هاى افزون خداوند بر موجودات
💡 لذا خوارج را دشمن ترين دشمنان بايد تلقى كرد كانوا:اشد على الرحمنعتياتجاوز و از حد گذشتن آنان نسبت به خداوند از همه افزون بود.
💡 میکند در پرده شب جلوه دیگر شراب از خط افزون نشئه لبهای میگون میشود
💡 نشئهی دولت ندارد کبریای علم را نخوت دود چراغ افزون ز دود مشعل است
💡 خاک ستانهٔ تو، که چرخ سیادتست از روی چرخ افزون مسند بود همی
💡 در کارنامه هنری محصص، افزون بر نقاشی و مجسمهسازی، میتوان طراحی برای کتابها را نیز دید، که برای نمونه، طراحیهای کتاب «اورازان» نوشته جلال آل احمد کار اوست.