لغت نامه دهخدا
اعلم بطلیوسی. [ اَ ل َم ِ ب َ طَل ْ ی َ ] ( اِخ ) رجوع به اعلم ابراهیم بن قاسم در همین لغت نامه و روضات الجنات ص 48 شود.
اعلم بطلیوسی. [ اَ ل َم ِ ب َ طَل ْ ی َ ] ( اِخ ) رجوع به اعلم ابراهیم بن قاسم در همین لغت نامه و روضات الجنات ص 48 شود.
💡 و حقیقت این حکایت بشرح گذشته است و مراد جز این است. واللّه اعلم بالصّواب و الیه المرجع و المآب.
💡 شکایتها بود در دل، صبورم چون شکیب اولی؛ حکایتها بود بر لب، خموشم چون تو ای اعلم
💡 در آيه بعد مى فرمايد: (اينها اگر چه در لباس دوست خود را جلوه مى دهند، دشمنانواقعى شما هستند، و خداوند از دشمنان شما آگاهتر است ) (والله اعلم باعدائكم ).
💡 3 ياد خدا و واگذارى امور به او، بهترين وسيله ى آرامش است. (و اِن جادَلوك فقل اللّه اعلم...)
💡 (( ولا يستحين احد منكم اذا سئل عما لايعلم ان يقول لا اعلم. (361) ))
💡 با خرد گفتم مقامی هست با زینت چنین گفت فردوس است و بس والله اعلم بالصواب