لغت نامه دهخدا
خط مماس. [ خ َطْ طِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط مستقیمی که با قسمتی از منحنی در یک نقطه، مشترک شود.
خط مماس. [ خ َطْ طِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط مستقیمی که با قسمتی از منحنی در یک نقطه، مشترک شود.
خط مستقیمی که با قسمتی از منحنی در یک نقطه مشترک شود.
رجوع شود به:مماس
💡 مشتق به ازای مختصات نقطهٔ تماس برابر است با ضریب شیب خط مماس. پس برای تعیین شیب خط مماس یا قائم بر منحنی و تعیین معادلهٔ آنها میتوان از مشتق استفاده کرد.
💡 آپولونیوس همچنین خط مماس بر منحنی (که بعدها موضوع اصلی حساب دیفرانسیل شد) را تعریف و عدد پی (ثابتی لازم برای یافتن طولها و مساحت دایره و بیضی) را محاسبه کرد.
💡 مساعی آپولونیوس در باب مقاطع مخروطی، بهویژه مبحث خط مماس بر منحنی، راهنمای هر دوی نیوتن و لایبنیتس در ابداع مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال (انتشار در ۱۶۸۴ میلادی) بود.
💡 را قبل و بعد از این نقاط و نیز وجود خط مماس را در این نقاط بررسی کنیم.
💡 همچنین مبحث خط مماس بر منحنی، راهنمای هر دوی نیوتن و لایبنیتس در ابداع مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال (انتشار در ۱۶۸۴ میلادی) بود.
💡 در حساب دیفرانسیل و انتگرال (شاخهای از ریاضیات)، تابع دیفرانسیلپذیر تابعی است که مشتق آن در هر نقطه از دامنهاش وجود داشته باشد. نمودار تابع دیفرانسیلپذیر باید خط مماسی غیر عمودی در هر نقطه از دامنهاش داشتهباشد. در نتیجه، یک تابع دیفرانسیلپذیر نسبتاً باید نرم باشد و نمیتواند شامل هیچ نقطهٔ شکست، خم، نوک و یا هر نقطهای با مماس عمودی باشد.