لغت نامه دهخدا
اعضاء مولده منی. [ اَ ءِ م ُ وَل ْل ِ دَ/ دِ ی ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گفته اند: نزد اطباء انثیین باشد. و آنها وریدهای ملفوفی باشندکه خلل آنها محشو از ماده غددی است و نزدیک به انثیین قرار گرفته اند. و خون را آماده سازند که چون به انثیین داخل شود مبدل به منی گردد، بنابراین مولد بودن منی بر آنها صادق باشد زیرا شرط مولد بودن بغایت کمال رساندن نیست و بهمین جهت روا باشد که رطوبت منوی غیرکامل برای تولید در ظروفی قبل از انثیین پدید آید و چون به انثیین داخل شود بکمال تولید رسد. لیکن اگر چنین باشد این اعضاء را باید اعضاء مهی کننده نامند، زیرا اگر مولد منی بصفت کمال باشد چنانکه شایسته است، آنگاه مهیاکننده نباشد، بلکه مبداء فاعلیت تولید و کمال آن باشد در صورتی که چنین نیست، چه آنکه کمال تولید و نضج قبول صورة نوعیه زمانی تحقق یابد که ( رطوبة ) به انثیین داخل گردد. ( از بحر الجواهر ).