اصیل الرأی
مترادفها
صاحبنظر، نوآور، صاحبرأی
متضادها
تقلیدی، جعلی
لغت نامه دهخدا
اصیل الرأی. [ اَ لُرْ رَءْی ْ ] ( ع ص مرکب ) مرد نیکورأی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). استواررأی. ( از تاج العروس ). و رجوع به اصیل شود.
فرهنگ فارسی
مرد نیکو رای استوار رای
جمله سازی با اصیل الرأی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مرکز شامل یک بازار اصیل غذاهای ترکی است - یک بازار سنتی که از معماری و تاریخ ترکیه الهام گرفته شدهاست.
💡 چاکر از غم دل ز مهرت برگرفت از بهر آنک با اصیل الملک خواجه اسعد مقبل نهاد
💡 لوح انعام تو خواند هر چه در عالم نبیل داغ احسان تو دارد هر که در گیتی اصیل
💡 اهالی اصیل این روستا پسوند التمان یا آلاتمان دارند.هرچند که بسیاری از تحصیل کردههای آنجا به شهرهای شمالی کشور و تهران مهاجرت کردهاند.
💡 منطقه گناباد در واقع اصیلترین اقوام نژاد ایران باستان و کهنترین منطقه مسکونی اقوام ایرانی میباشد
💡 رقص شمشیر، یکی از اصیلترین رقصهای مردم سیستانی است که در شرق ایران یا همان سیستان بزرگ میزیستند بود؛ که از دیرباز در این منطقه حفظ شدهاست.