لغت نامه دهخدا
اصف جور. [ ] ( اِخ ) ترکی، نام سردار سپاه خلیفه در جنگ با زنگیان در خوزستان و اهواز بسال 257 هَ. ق. شاید معرب اسب گور باشد.
اصف جور. [ ] ( اِخ ) ترکی، نام سردار سپاه خلیفه در جنگ با زنگیان در خوزستان و اهواز بسال 257 هَ. ق. شاید معرب اسب گور باشد.
ترکی نام سردار سپاه خلیفه در جنگ با زنگیان در خوزستان و اهواز بسال ۲۵۷ ه. شاید معرب اسب گور باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ستاره نیست در نور از تو اصفی فرشته نیست در ذات از تو انجب
💡 اصف ثانی چرا خوانی دبیر چرخ را زانک او در کوی دانش کدخدائی بیش نیست
💡 کس نگوید که بود آینه اصفی ز سفال همچنین لولو و یاقوت به از ترب و کلم