اصطناع کردن

اصطناع کردن

کلمه «اصطناع کردن» در فارسی به معنای برگزیدن، گزیدن یا انتخاب کردن است. این واژه به صورت مصدر مرکب در متون کلاسیک و ادبی به کار رفته و مفهوم اختیار کردن یا انتخاب کردن چیزی یا کسی را منتقل می‌کند. اصطناع کردن می‌تواند در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی یا مدیریتی به کار رود، جایی که نیاز به برگزیدن افراد یا گزینه‌ها باشد. در متون ادبی، این واژه بار معنایی دقیق و انتخابی دارد و معمولاً به تصمیم‌گیری آگاهانه اشاره می‌کند. اصطناع کردن برخلاف معنای فنی یا صنعتی، مربوط به انتخاب و گزینش انسان‌ها یا امور مهم است. این واژه نشان‌دهنده تلاش برای هدایت، انتخاب یا تعیین بر اساس معیارهای خاص نیز می‌باشد. به طور کلی، اصطناع کردن یعنی برگزیدن، انتخاب کردن یا اختیار کردن و واژه‌ای کاربردی در متون ادبی، تاریخی و مدیریتی است.

مترادف‌ها

ساختن، تولید کردن، مصنوع کردن

متضادها

طبیعی بودن، خودجوش بودن

لغت نامه دهخدا

اصطناع کردن. [ اِ طِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برگزیدن. گزیدن. انتخاب کردن. اختیار کردن: و در آن باید کوشید که اراده ٔمردان را اصطناع کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 237 ).

فرهنگ فارسی

برگزیدگان. گزیدن. انتخاب کردن اختیار کردن. و در آن باید کوشید که اراده مردان را اصطناع کند.

جمله سازی با اصطناع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب کز اصطناع تو معمور شد جهان ادب

💡 در بحث‌های فلسفی، اصطناع کردن به معنای ساختن یا ایجاد کردن چیزی است که در اصل وجود نداشته و توسط عامل بیرونی ساخته شده است.

💡 برخی معتقدند که برخی از مفاهیم اجتماعی تنها نتیجه اصطناع کردن توسط انسان‌ها برای نظم بخشیدن به روابط میان خودشان است.

💡 اصطناع کردن هویت‌های جعلی در فضای مجازی می‌تواند منجر به از بین رفتن اعتماد میان کاربران و ایجاد آشفتگی‌های اجتماعی گسترده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران