لغت نامه دهخدا
اصطبل اژیاس. [ اِ طَ ل ِ اُ ] ( اِخ ) اصطبلی که هرکول آنرا برُفت. رجوع به اژیاس شود.
اصطبل اژیاس. [ اِ طَ ل ِ اُ ] ( اِخ ) اصطبلی که هرکول آنرا برُفت. رجوع به اژیاس شود.
اصطبلی که هر کول آنرا برفت
💡 دلی تا باشد اصطبل ستور و گلخن شیطان نیابد از مشام جان نسیم روح ریحانی
💡 ای تو هممشرب عیسی و بخورشید سوار بنه این مرتع بی حاصل و اصطبل خران
💡 از فضاهای اینحصار بیرونی برای اتاقهای نگهبانی و سکونت، اصطبل و انبار استفاده میشدهاست.
💡 داند که چون دو روز در اصطبل من بماند چون روزگار بنده شود روزگارِ اسب
💡 بنا- با توجه به کاربری آن در طول تاریخ-، دارای یک صحن مرکزی، ۲۴ حجره، چهار ایوان، اصطبل و سکوی بار داشته و دارد.
💡 همراه آنها دختری به نام «نانا» خدمتکار منزل، «باپتیست» باغبان، «اریک» اصطبلبان، «گاستون» پیشخدمت آشپزخانه و نامزدش «مینه» که آشپز عمارت است؛ به خدمت مشغول هستند.