لغت نامه دهخدا
( آشوب گستری ) آشوب گستری. [ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) فتّانی.
( آشوب گستری ) آشوب گستری. [ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) فتّانی.
( آشوب گستری ) فتنه جویی فساد انگیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نام نیک همی گستری عطا و سخن زهی کریم عطاپرور سخن گستر
💡 می گریزد در پناه ذره خورشید از حجاب پرتو رایش کند چون میل دامن گستری
💡 کرم گستری کز پی بذل دستش که چون ابر بهمن شود گوهر افشان
💡 مبارزی، ملکی، نام گستری، که بدو همی بنازد ایوان و مجلس و میدان
💡 چون آفتاب از عظمت بر فلک رویم گر چون همای بر سرِ ما سایه گستری
💡 هستی چو ابر و بحر عطا بخش و تازه روی زین ملک گستریدی و زان نام گستری