اشنان سوزنده

لغت نامه دهخدا

اشنان سوزنده. [ اُ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) آنکه اشنان سوزد. اشنان سوز. و رجوع به اشنان سوز شود.

فرهنگ فارسی

آنکه اشنان سوزد اشنان سوز

جمله سازی با اشنان سوزنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز کین شمشیر او گفتی فراز زنده پیل آتش سوزنده جا بر تل خاکستر گرفت

💡 از عشق به کوشش نتوان کامروا شد در آتش سوزنده چه از بال و پر آید

💡 عذاب سوزنده را بچشيد، مشاهده مى كردى، از سرنوشت رقت بار آنان آگاه مى شدى )

💡 بر ابر شده آتش سوزنده درفشان بر آتش سوزنده شده ابر گهر بار

💡 رندى ديد زنى آتش حمل مى كند، گفت: حامل سوزنده تر ازمحمول است.

💡 از سر تیزی سرم به پای افکنده است کان سر تیزی ز آتش سوزنده است

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز