اسکندر شیرازی

لغت نامه دهخدا

اسکندر شیرازی. [ اِ ک َ دَ رِ ] ( اِخ ) ( سلطان ). رجوع باسکندربن عمر شیخ و ترجمه مجالس النفائس ص 124 و 126 شود.

جمله سازی با اسکندر شیرازی

💡 این سیارک به افتخار روشنک (همسر اسکندر مقدونی) نامگذاری شده است.

💡 بیک حاجب تو آن کردی که کرده نیست افریدون بیک چاکر تو آن کردی که کرده نیست اسکندر

💡 با تو یک ساعت اگر رای زدی اسکندر از پی چشمهٔ حیوان نشدی در ظُلَمات

💡 نوع سوم که در بابل به تقلید سکه‌های آتن ضرب زده شده‌است و قطعاً متعلق به دوره اسکندر می‌باشد، دریک طرف خدای بعل بر روی چهارپایه نشسته و در طرف دیگر شیر در حال راه رفتن و نام مازه به خط آرامی نقر گردیده‌است.

💡 ایا آرایش مجلس و یا آرامش لشگر ببزم اندر چو افریدون برزم اندر چو اسکندر

ملس یعنی چه؟
ملس یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز