است اپلاست

لغت نامه دهخدا

است اپلاست. [ اُ ت ِ اُ ] ( فرانسوی، اِ ) اُسْت ِاُپلاست ها. بعضی مصنفین آنها را سلول عظمی نامیده اند. جزء مشخص استخوانند که هر جا استخوانی هست به این مجاری شناخته میشود. در بین طبقات و در مراکز عظام چه در ماده اسفنجی بسیار رخو و چه در ماده متکاثف وصلب دیده میشوند. این مجاری کلیةً بشکل جوف صغیری هستند که گاهی بیضی و گاهی عدسی یا کثیرالسطوح اند. دراستخوان تازه مراکز این جوف ها بنظر براق آید مثل اینکه مایعی در آنها باشد، اما در عظام یابسه چه در تجاویف و چه در مجاری بسیار صغاری که از آنها منشعب میشود به سبب وجود بخار بنظر سیاه رنگ می آید. ( جواهرالتشریح تألیف علی بن زین العابدین همدانی ص 22 و 23 ).

جمله سازی با است اپلاست

💡 طاق آن را با نام «طاق آهنگ» می‌شناسند که به صورت کشیده و عمیق است.

💡 وز فخر آنکه فخر وفا از رسوم توست زیر است نیک نامی و نام وفا زیر

💡 این آزمون شامل آزمون کتبی و شفاهی است که در دو مرحله برگزار می‌شود.

💡 به یاد روی تو گل در چمن پریشان است ز هجر چشم تو نرگس کشیده بیماری

💡 نگویند این‌ مرض‌ صعب‌ و خطیر است دریغاکاین‌مریض‌از عمر سیر است

💡 تیری اگر از شست گشادیم و خطا رفت با خصم بگویید که تیغی به نیام است

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز