اسب کلان

لغت نامه دهخدا

اسب کلان. [ اَ ب ِ ک َ ] ( اِخ ) ( اصطلاح نجوم ) فرس ثانی. فرس اعظم.

جمله سازی با اسب کلان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنانت بپیچم من ای بدنژاد که ناری از آن پس کلان کوه یاد

💡 بزرگراه رسالت این محدوده را به سیدخندان در شمال بخش مرکزی تهران و در ادامه به بخش‌های غربی این کلان‌شهر متصل می‌کند.

💡 کلیسای کی‌یف یک کلانشهر کوچک پاتریارک قسطنطنیه بود و پاتریارک جهانی، کلان‌شهری را که معمولاً یونانی بود منصوب می‌کرد، که کلیسای روس را اداره می‌کرد. محل اقامت متروپولیتن کی‌یف در اصل در خود کی‌یف، پایتخت کشور قرون وسطایی روسیه واقع شده بود.

💡 این جماعت جمله از خورد و کلان راه بین باشند و جمله راه دان

💡 ۱-عارف ۲-ناصر ملک مطیعی ۳-بهروز وثوقی ۴-محمدعلی فردین ۵-همایون بهزادی ۶-امیرعباس هویدا ۷-نعمت‌الله آغاسی ۸-پرویز صیاد ۹-حبیب‌الله روشن‌زاده ۱۰-فریدون فرخزاد ۱۱-منوچهر سخایی ۱۲-حسین کلانی ۱۳-ناصر حجازی ۱۴-منوچهر اقبال ۱۵-انوشیروان روحانی

💡 همی شیر خوردی ازو ماده گاو کلان گاو گوساله بی زور و تاو

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز