در منظومه فکری قرآن مجید، مفهوم حسنه و سیئه دارای تمایز ماهوی و وزنی غیرقابل تقلیل هستند. این تفاوت، صرفاً در دسته بندی اعمال نیست، بلکه در تأثیر و جایگاه وجودی آنها در ترازوی عمل انسان نزد خداوند تعریف میشود. قرآن کریم با تأکید بر این اصل بنیادین، برتری قطعی و روشنی برای حسنات قائل است و این برتری را در آیهای محوری بیان میدارد: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ...»؛ این آیه به صراحت بیان میکند که هرگونه تلاش برای برابر انگاشتن نیکوکاری با بدکاری، از اساس باطل است. مفسران بزرگ، از جمله در تفسیر مجمع البیان، این نابرابری را در ساحتهای مختلفی تفسیر کردهاند؛ برخی آن را ناظر به تساوی نیافتن دین حق (اسلام) با کفر، و برخی دیگر آن را اشاره به برابری اعمال نیکو با اعمال زشت دانسته و تأکید کردهاند که صفاتی نظیر صبر، مدارا، و عفو، هیچگاه همتراز با خشم، جهل، یا بدکرداری قرار نمیگیرند.
یکی از مهمترین نتایج این اصلِ برتری، خاصیت پاککنندگی حسنات از سیئات است. انجام دادن اعمال نیکو، نه تنها خود پاداشی عظیم دارد، بلکه به عنوان عاملی قدرتمند، گناهان و زشتیهای گذشته را محو میکند، چنانکه در روایات و تفاسیر بر آن تأکید شده است. در ادامه همان آیه شریفه، راهکار عملی برای مدیریت تعاملات انسانی و دفع اثرات سیئات ارائه میشود: «فَادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»؛ یعنی بدی را با شیوهای که از همه نیکوتر است، دفع کن. این شیوه احسن، نه تنها به معنای مقابله به مثل نکردن با بدی، بلکه به کارگیری عالیترین مرتبه نیکی در پاسخگویی است. این رویکرد تربیتی، توانایی تبدیل دشمنی به دوستی صمیمانه را دارد، به گونهای که گویی فردی که با او خصومت وجود داشته، ناگهان به دوستی گرم و خویشاوند تبدیل میشود و این نشاندهنده عمق تأثیر اخلاق نیکو بر روابط اجتماعی و فردی است.