اردار سیره

لغت نامه دهخدا

اردارسیره. [ اَ سی رَ ] ( اِخ ) موضعی از کوهسار از نواحی هزارجریب مازندران. رجوع بسفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 123 شود.

فرهنگ فارسی

موضعی از کوهسار از نواحی هزار جریب مازندران

جمله سازی با اردار سیره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای از کف دُرپاش تو دریا در جوش من حلقه بگوش توام ارداری گوش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران