فرهنگستان زبان و ادب
آرد استخوان
{bone meal} [علوم و فنّاوری غذا] پودری که از استخوان حیوان پس از گرفتن چربی آن تهیه می شود و از آن به عنوان مکمل غذا در غذای انسان و حیوان استفاده می شود
آرد استخوان
{bone meal} [علوم و فنّاوری غذا] پودری که از استخوان حیوان پس از گرفتن چربی آن تهیه می شود و از آن به عنوان مکمل غذا در غذای انسان و حیوان استفاده می شود
💡 زنی بود استخوانی با صورتی زیبا، چشمانی تیره و موی قهوهای که به پشتش میریخت. از گردنبندهای فیروزه و گوشوارههای بزرگ آویزدار خوشش میآمد.
💡 عشق چو پنجه زد به جان، تیغ رسد به استخوان هست کشنده درد من، نیست گنه طبیب را
💡 حسرتم هر جانشان ناوک ناز تو کرد ریخت مغز از استخوان ما چو آب از ناودان
💡 مساءله 4 - منظور از كمر، همان استخوان مهره دارى است كه از پشتگردن تا لگن خاصره ادامه دارد و آنرا صلب مى نامند و شكستن آن موجب ديه است.
💡 خمارِ نعمتِ الوان به خون شکسته شود به استخوانی ازین سفره چون هما میساز
💡 ناوک او کرد جا در استخوان ما چو مغز قوت جان زین پس ز مغز استخوان خواهیم کرد