اخو جمادی
لغت نامه دهخدا
اخوجمادی. [ اَ ج ُ ]( اِخ ) وی از زهاد و در باب الطاق منزوی بود و مردم بزیارت او میشدند و بدو تبرک میجستند. ابوالفرج جوزی بنقل از ابی محمد عبداﷲبن علی المقری از او روایتی نقل کرده است. رجوع بصفةالصفوة ج 2 صص 280 - 281 شود.
فرهنگ فارسی
وی از زهاد و در باب الطاق منزوی بود
جمله سازی با اخو جمادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی در شب شنبه دهم جمادی الاَّخرهٔ ۸۲۱ ق، در شصت و پنج سالگی وفات کرد.
💡 همیشه تا دو جمادی بود پس دو ربیع بود پی دو جمادی رونده ماه رجب
💡 سرانجام شاه عباس بزرگ پیش از برآمدن آفتاب روز جمعه ۲۴ جمادیالاول سال ۱۰۳۸ق در کاخ چهلستون بهشهر درگذشت.
💡 ۱۵ جمادیالاول ۱۱۴۶ ه.ق/۲۴ اکتبر ۱۷۳۳ م، دو سپاهِ ایران و عثمانی در لیلان در جنوب کرکوک درگیری کوچکی داشتند.
💡 خود نبود آدمی بلکه جمادی بود هر که به جان و به دل نیست گرفتار عشق
💡 پنجم شهر جمادی الآخره در آخرت رفت و از سوگش اجل مستوجب توبیخ شد