لغت نامه دهخدا
اخری المنون. [ اُ رَل ْ م َ ] ( ع ق مرکب ) لاافعله أخری المنون؛ تا بمیرم این کار نخواهم کردن.
اخری المنون. [ اُ رَل ْ م َ ] ( ع ق مرکب ) لاافعله أخری المنون؛ تا بمیرم این کار نخواهم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولى جمعى از مفسران (ريب المنون ) را در آيه مورد بحث به معنى
💡 ايـنـهـا ادعـا مـى كـنـنـد پـيـامـبر شاعرى است كه در انتظار مرگ او و از هم پاشيدن شيرازهزنـدگى او هستيم، و با مرگش همه چيز پايان مى گيرد و دعوتش به بوته فراموشىمى افتد (چنانكه در چند آيه قبل از قول مشركان آمده بود (نتربص به ريب المنون ).
💡 صحن خانه پر ز خون شد زن نگون مرد او و برد جان ریب المنون
💡 اين تعبير هنگامى كه در مورد مرگ به كار رود و (ريب المنون ) گفته شود از اين نظراست كه وقت حصول آن نامعلوم است نه اصل تحقق آن.