لغت نامه دهخدا
ابومنجل. [ اَ م ِ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از مرغان آبی با منقار طویل مانند داس و منجل. ( المرصع ).
ابومنجل. [ اَ م ِ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از مرغان آبی با منقار طویل مانند داس و منجل. ( المرصع ).
نوعی از مرغان آبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بس نور جمالش منجلی بود بهر جا تافت آن وجه العلی بود
💡 دلم چون بدر کامل منجلی کن فروغم را ز خورشید علی کن
💡 گر ید بیضا بوجه عام گشتی منجلی در جهان هر ذره ای موسی عمران آمدی
💡 در تجلی شد به شهر طوس انوار الهی منجلی از پرتو آن نور شد مه تا به ماهی
💡 این طلبکار بنده منجلی است نام او حاجمیرزاعلی است