ابو مبارک
لغت نامه دهخدا
ابومبارک. [ اَ م ُ رَ ] ( اِخ ) ابن کامل خفاف. او راست: قسیم الروح.
فرهنگ فارسی
اوراست قسیم الروح
جمله سازی با ابو مبارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار جشن همایون چو مهر و چون نوروز هزار عید مبارک چو فِطر و چون اضْحی
💡 سوال کردم کان جشمهٔ مبارک چیست به لون و شکل چو خورشید و چون دو هفته قمر
💡 عملکرد سرویس تحقیقات امنیت کشور در طول ۳۰ سال زمامداری حسنی مبارک، از جمله عوامل قیام عمومی بود.
💡 یا رب ز غم هجران رستیم مبارک باد از زحمت این زندان جستیم مبارک باد
💡 مبارک الصباح از ترس کینجوئی دو پسر محمد صباحِ مقتول، از عثمانیان خواست تا به او لقب قائم مقام دهند تا از وضعیت خود به عنوان غاصب خلاص شود.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به کریسمس مبارک و قربانیان و قاتلان اشاره نمود.