لغت نامه دهخدا
ابوسعاد. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) نزیل حمص. صحابی است.
ابوسعاد. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) جهنی. صحابی است.
ابوسعاد. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) نزیل حمص. صحابی است.
ابوسعاد. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) جهنی. صحابی است.
صحابیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایام خزانست ولیک از نظر لطف در باغ سعادات همه سبزه دمیدست
💡 اشاراتم بتوست و مرادم توئی، آن گاه که نام سعاد برم نیز، ترا منظور دارم.
💡 ای سعادات نطاق روشنای ثابته بوده بی عون مبارک طالعت عین شفا
💡 سعاد محمد صباح شاعر، نویسنده و منتقد کویتی متولد سال۱۹۴۲ میلادی میباشد.
💡 کدامین سعادت بود بیشتر زین که باز آمدی در سعادات الوان
💡 سعاد حسنی در دومین جشنواره بینالمللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۲ به همراه حسین فهمی و تنی چند از بازیگران مصری به تهران آمد، تصویر سعاد حسنی به همراه فرح پهلوی میباشد.