ابو خریم

لغت نامه دهخدا

ابوخریم. [ اَ خ ُرَ ] ( اِخ ) عقبةبن ابی الصهباء الباهلی. محدث است.
ابوخریم. [اَ خ ُ رَ ] ( اِخ ) یوسف بن میمون الصباغ. محدث است.

فرهنگ فارسی

محدث است

جمله سازی با ابو خریم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیا که فال جنون کرده ایم جنگ تو را به نرخ گوهر دل می خریم سنگ تو را

💡 بدان تا خریم و فروشیم چیز ازین پس فزونی نجوییم نیز

💡 ما سبوها پر به دجله می‌بریم گرنه خر دانیم خود را، ما خریم

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز